|
خاطـــــــــــــــرات مشترک خدایا! امروز سالگرد ازدواج و پیوند من بود وقتی این چند سال را مرور میکنم و دفتر خاطرات مشترک را ورق میزنم بیشتر از پیش میبینم تو بوده ای که همواره پناه ما شده ای و ما را از سختی ها دور کرده ای عزیز همواره و همیشه مهربان! از تو می خواهم با لطف خویش صبر و تحملی عنایت کنی تا بتوانم همسری مهربان و با گذشت باشم به گونه ای که پس از تو تکیه گاه او شوم ....
به چشمان مهربان تو مي نويسم
هر چند که دلتنگ تر از تنگ بلورم با کوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم اندوه من انبوه تر از دامن الوند بشکوه تر از کوه دماوند غرورم یک عمر پریشانی دل بسته به مویی است تنها سر مویی ز سر موی تو دورم ای عشق به شوق تو گذر می کنم از خویش تو قاف قرار من و من عین عبورم بگذار به بالای بلند تو ببالم کز تیره ی نیلوفرم و تشنه ی نورم
|
About![]()
ای کاش می شد فهمید در
Home
|